مؤلف مجهول

221

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

بسيار گفت كه : اى لايق درگاه حق ! و اى مقتداى مقيد در وجود مطلق ! « 1 » معذور دار كه من حقير عاجز را حد آن نبود كه چون تويى را در درون كثيف « 2 » خود حبس كنم ، اما فرمان الهى و امر پادشاه نامتناهى برين داشت ، بنابراين مصلحت كه معلوم كردى . اگرچه محبوس بودى ، اما چون مأمور بودم به عدم آسيب ، « 3 » آسيبى نديدى . آنها كه « 4 » قصد تو كردند از آن باز در دريا سرگردانند ، كه ره به جايى نمىتوانند برد به واسطهء قهر و غضب حق سبحانه و تعالى كه به آنها مستولى شد ، از جهت رنجانيدن تو . بزرگوار چون اين سخن از نهنگ بشنيد دلش درد كرد و گفت : كريما ! كرم تو عامست . مسلمانان اين همه اوقات از جهت من عاصى به گرداب افتاده باشند ، من روا ندارم . به لطف عميم خود از اين ورطه بيرون آر . آواز آمد كه : اى ضياء الدّين ! اين چه رحم است كه به آن‌ها « 5 » مىكنى با وجود اين همه ناسزا كه در حق تو كردند ؟ گفت : اى كريم با كرم ! رحمت تو محض از براى عاصيان است . اگرچه بنده‌هاى تو به عصيان قيام نمودند ، تو باران رحمت خود را از سر آنها « 6 » دريغ مدار ، به تخصيص در عصيانى كه فقير سبب بود و من عاجز را از اجابت دعا در حق ايشان نااميد مگردان . و من بر حال خود ندامت مىكنم كه به اين واسطه سرگردانى ايشان شدم . اين بگفت و زارى آغاز كرد . درين زمان آوازى به گوش وى آمد كه : اى ضياء الدّين ! دعاى ترا در حق ايشان مستجاب گردانيدم ، و ره خلاصى ايشان را عطا فرمودم . اما ترا به لب دريا بايد رفت و به آب بايد « 7 » حكم راند كه كشتى را بيرون آرد . بزرگوار چون اين ندا بشنيد به شوق به لب دريا رفت ، ديد كه چون حباب در گرداب سفينه به هر جانب سير دارد و مسلمانان سرگردانند « 8 » . بزرگوار به آواز بلند فرياد كرد كه : اى دريا ! به حكم و فرمان خدا و به حواله و اشارت ضياء الدّين ، كشتى را از گرداب بيرون آر ! چون « 9 » اين ندا از شيخ دريا شنيد ، فى الحال آب به جانب شيخ روان شد و كشتى دوان آمد . حضرت شيخ قدس الله « 10 » سره العزيز دست دراز كرد و از مهار « 11 » كشتى بگرفت و بركشيد و از آب بيرون آورد ، ديد كه مردم « 12 » را رمقى از جان بيش نمانده است . مسلمانان كه شيخ را ديدند ، در پاى شيخ افتادند و عذر تقاصير « 13 » خود كردند . شيخ گفت : اى ياران ! اين نه از شمايان بود ، اما اين مقدار بود كه واسطه شمايان شديد « 14 » درين امر ، « 15 » و ليكن نتايج بىقياس بر اين

--> ( 1 ) - ب : - واى . . . مطلق ( 2 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسيف ( 3 ) - ب : - بعدم آسيب ( 4 ) - الف ، ب : - كه ( 5 ) - ب : به اين‌ها ( 6 ) - ب : اين‌ها ( 7 ) - ب : + كه ( 8 ) - ب : مسلمانان در قلق و اضطرابند ( 9 ) - ب : - چون ( 10 ) - ب : - الله ( 11 ) - ب : و دوال كشتى ( 12 ) - ب ، ت : كه اهل كشتى را ( 13 ) - ب : تقصير ( 14 ) - ب : شمايان بوديد ( 15 ) - ب : - درين امر